تبليغاتX
کردکوی بهشت گمشده
کردکوی بهشت گمشده
بی نشان و بیمار و تبدار در انتظار. انتظار روزهایی بهتر و.....

 

 

نشستن در دامن بهشت

 

دشتی  شیبدار که به جنگل سبزی منتهی می شود خرس کشی خوانده می شودروبرو در خط افق نور خورشید در دل دریای آبی منظره ای زیبا دارد. نشسته در سایه سار درخت گردویی میتوانی گندمزار سبز مواج را که در وزش نسیم به آرامی در تموج اند را ببینی آن سو تر مزرعه اسفناجی است که قرقاولی زیبا با دم علم کرده در آن میدود. تک وتوک گلهای  سفید اطلسی روی پرچینهای اطراف خود نمایی می کنند آن دورها نرسیده به جنگل کنار گندمزارهای درو نشده اسبی به آرامی مشغول چریدن است و در سمت چپت هم  موره های وحشی سر کشیده اند با بویی آشنا. بر بالای جنگل دسته های کبوتر وحشی در پروازند. و در یک مزرعه که پر از شقایق است می توانی پرواز سریع زنبورهای عسل را ببینی در حالیکه پرستوها سعی در شکارشان دارندو عقابی در آبی آسمان آن بالا ها چرخ می زند. باد به نرمی در لابلای شاخه های درخت گردو می پیچد و در جادهای که از میان چمنزار کشیده شده روستاایی با الاغ مشغول رفتن است گویی زمان از حرکت ایستاده و فقط وفقط زیبایی تمام دنیا را گرفته است پشت سرت آب به آرامی و به زلالی اشک در کف جوی جاری است کافی است دست دراز کنی و مشتی آب به صورتت بزنی …تمام دشت یکسر زیبایی است و کوچکترین چیزی آرامش آن را بر هم نمی زند …. به کردکوی ما خوش آمدید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اسفند1383ساعت 10:27 بعد از ظهر  توسط ا.ش |